@ ارگان رسمي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
ذکر و استفاده از گزارشات و مندرجات اين تارنما تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد
به نام آزادي
گفتگويي بي پرده با استاد اخراجي دانشگاه فردوسي مشهد
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران جمعيتي است متشکل از مدافعان حقوق بشر در حوزه ايران و به استناد ماده 28 اعلاميه جهاني حقوق بشر در فروردين ماه سال 85 اعلام موجوديت نمود. فارغ از هر گونه وابستگي سياسي و بدون پايبندي به هيچگونه مرز بندي سياسي اين مجموعه تلاش مي نمايد تا با ارتقاي سطح آگاهي هاي جامعه به واسطه آموزش ، حقوق بشر را در جامعه ايران نهادينه ، حمايت و ابقا نمايد همچنين اين مجموعه با تکيه بر عنصر ارتباطات در قالبهاي رسانه اي و سازمان هاي ذيصلاح داخلي و بين المللي نسبت به جلب حمايت افکار عمومي ميزان حمايت حقوقي از قربانيان نقض حقوق بشر در ايران اقدام مي نمايد .
----------------------------
TEL : +98 21 82185473
TEL : +98 21 82185438
TEL : +1 310 5983634
TEL : +1 818 8244779
P.O.BOX : Tehran
/ 138-33455
Email : info@hra-iran.org
Site : www.hrairan.com
Site : www.hra-iran.org
درباره مجموعه :
RSS
RSS
عضويت در مجموعه



"جمشيد قشنگ" يکي از اساتيد حق التدريس گروه تاريخ دانشکده فردوسي مشهد که حدود10سال است به تدريس دروس تاريخ معاصر ايران مي پردازد، از تدريس در دانشگاه محروم شده است.
وي که از اساتيد محبوب دانشگاه فردوسي مشهد بشمار مي آيد و در مهرماه گذشته (ابتداي سال تحصيلي پيش) نيز از دانشگاه اخراج شده بود با تجمع اعتراضي دانشجويان دوباره به تدريس دعوت شد، اما اين بار دانشگاه حکم اخراج وي را در تابستان اعلام کرده است تا از حجم اعتراضات بکاهد. در اين رابطه ملاقات و گفتگويي بي پرده با اين استاد محروم از تدريس داشته ايم که بصورت عيني جهت تنوير افکار عمومي به اطلاع ميرسانيم :
به نام خداوند جان و خرد, کزين برتر انديشه برنگذرد
با سلام و آرزوي موفقيت براي تمام ملت ايران ابتدا در دنيا و سپس در آخرت
خيلي خلاصه سير پرونده را عرض ميکنم و در آينده اي نزديک با نگارش مقاله اي تحت عنوان "رد پايي در تاريخ" در واقع وضعيت کل دانشگاه فردوسي ، دانشکده ادبيات و مسائل را بعنوان آخرين هديه و آخرين يادگاري خودم بعد از حدود نه سال و نيم حضور در دانشگاه فردوسي تقديم دانشجويان و ملت ايران مي کنم.
در خبرگزاريها و سايتها عنوان شده بود "چهار بار اخراج" من اين را به اين شکل اصلاح ميکنم ، غير از تذکرات و گفتگوهاي شخصي ، من دوبار اخراج شدم و سابقه آن بر ميگردد به شهريور 85 که حکم اخراجي من صادر شد . جالب اين است که هيچ کس در بين هيئت رئيسه دانشگاه مسئوليت اين جريان را به عهده نمي گرفت ، حکم توسط "دکتر طهمورثي پور" معاون اداري مالي دانشگاه فردوسي امضاء شده بود ، وقتي به نزد ايشان رفتيم ، ايشان عنوان نمودند اصلاً امضاي احکام هيئت علمي در اختيار ما نيست ، من فقط در مورد کارمندها هست که مي توانم نظر بدهم يا حکم را امضاء کنم .
بعد که با اصرار من مواجه شد و متوجه شد که حکم توسط ايشان امضاء شده عنوان کردند که يقيناً من اين حکم را از طرف امضا کرده ام ، وقتي به نزد دکتر عاشوري رئيس دانشگاه فردوسي رفتيم ايشان عنوان کردند که من اصلا در مورد اين قضيه خبر ندارم ، حالا دستور ميدهم حکم شما تمديد بشود که حدود 8تا 9 ماه حکم بنده تمديد نشد!.
سپس به نزد دکتر رضايي رئيس گزينش که رفتم و گفتم آقاي دکتر رضايي تکليف را روشن کنيد ، بنده دارم غيرقانوني از دانشگاه حقوق ميگيرم و ايشان استدلالهاي عجيب و غريبي به کار مي بردند مثل اينکه نه! دانشکده در قالب حق تدريس ميتواند به شما حقوق بدهد که بنده پاسخ دادم اين حق تدريس نيست همان حقوقي که قبل از اخراج من پرداخت شده ، بعدش نيز پرداخت شده است.
نهايتاً در شهريور 1386 دکتر وکيلي بنده را به اتاقش خواست و عنوان کرد پرونده شما سنگين هست اما در عين حال من گفتم يک فرصت ديگه نيز به ايشان بدهيم وآنها گفته اند شما ضمانت اينکار را انجام ميدهيد من گفتم نه!
اتهاماتي که به من وارد مي شد عبارت بود از :
1-طرح مباحث سياسي در سر کلاس درس
2-ارتباط بسيار نزديک با دانشجويان
3-نداشتن طرح پژوهشي
در مورد اتهام اول عنوان کردم که من بعنوان يک مدرس وظيفه ام اطلاع رساني است و بدون تعصب مطالبي را که بدانم براي دانشجوها مفيد است خواهم گفت ، در ترمهاي پيش هم گفتم در ترمهاي آينده هم خواهم گفت ، مطلب دوم بحث نزديکي به دانشجويان بود ، ايشان عنوان ميکردند شما در سفر علمي وقتي که با شما تماس گرفتند و گفتند شما کجا هستيد ، گفته شده با دانشجويان در صف نان هست!! ، يا من که از راهرو رد ميشوم چند تا از دانشجويان پشت کامپيوتر شما هستند. من عرض کردم که ما تمام امکاناتي که در اختيارمان قرار گرفته به دليل حضور دانشجويان هست و اگر دانشجو نباشد استادي هم نيست و اگر يک دانشجو از من خواست مقاله اي را من پيدا کنم ، اشکالي دارد ؟ که ايشان پاسخ دادند براي دانشجويان کامپيوترهاي جداگانه اي در نظر گرفته شده است که بازهم من اين را نپذيرفتم.
در نهايت در بحث موارد پژوهشي ، بنده عنوان کردم چه کارهايي را انجام داده ام و نهايتاً دکتر وکيلي با دکتر عاشوري تماس گرفتند ، دکتر عاشوري نيز صريحاً گفتند اگر بخواهد همين رويه را ادامه بدهد ايشان دانشگاه نياد.
البته تحصني در دانشگاه صورت نگرفت اما در دانشجويان تاريخ در ملاقاتهاي متعدد با رئيس دانشکده اين مسئله را دنبال کردند و در نهايت دانشجويان با عنوان گرفتن يک تعهد شفاهي تا اين حد که " من تعهد ميدهم تا يکسال تحت نظر دانشکده ادبيات باشم" به رفع و رجوع اين قضيه کمک نمودند . البته همان مطلبي که در واقع در قرارداد من مندرج بود و نيازي به اين تعهد شفاهي هم نبود.
من دوباره برگشتم و حکم من تمديد شد تا اينکه امسال در واقع در يک انقلاب فرهنگي دوم که صورت گرفت در يک تصفيه حساب جناحي من همراه همکارم خانم جهانپور از صحنه حذف شديم .توضيح اين را اينطور عرض کنم که در سال پيش در انقلاب فرهنگي اول همکار ديگر ما آقاي "دکتر قلق لو" از استاديد برجسته و مورد وثوق جامعه علمي ايران و دنيا را حکمي برايشان صادر نکردند و قرار شد همه درسها ازايشان گرفته بشود و به پافشاري و اصرار ما درنهايت ابتدا يک درس در کارشناسي ارشد بعد در کارشناسي به ايشان داده شد ، اگرچه بعداً دکتر خواجوي عنوان کردند که شما حق حضور در جلسات گروه را داريد اما دکتر وکيلي اجازه حضور ايشان در جلسات را نداد .
جرياناتي که منجر به اين حادثه اخير شد بر ميگردد به چندماه گذشته ما به يکي از اساتيد نزديک به جناح آقاي دکتر وکيلي راي نداديم و ايشان قراردادش تمديد نشد ، اينها به تکاپو افتادن و بسيار اصرار کردند که در حقيقت اين قضيه حل بشود ، جلساتي گذاشتند ، جلوي صورتجلسه را گرفتند ، يک استاد را ميانجي کردند تا اينکه آقاي ناظميان مجدد برگشت اما زماني که نوبت ما رسيد من و خانم جهانپور را در يک تصفيه حساب جناحي حذف کردند.
وقتي بحث حذف افراد مطرح هست اصلاً نيازي به دليل و برهان نيست ، مطالبي را که در غياب من و بطور طبيعي براي گرفتن راي گيري مطرح کرده بودند به قدري در واقع زيبا ، شگفت انگيز يا طنزگونه هست که خود بحثي مفصل است ، مطالبي چون : ايشان شان هيئت علمي را رعايت نمي کنند مثلا به اين استناد که رفته در مراسم مرحوم دکتر نظري سخنراني بکند کتش را درآورده يا از نظر هيئت علمي مثلا ايشان در آن سطح نيست! که من عنوان کردم پس اين تشويقيات معاونت آموزشي دانشگاه چي هست ؟ اين ارزشيابي دانشجويان فارغ التحصيل با رتبه بالا چي هست ؟ همه ارزشيابي هاي من بالاي 19 است و اينکه چرا در درس تاريخ نفت آمده اين سئوال را مطرح کرده : جشنهاي 2500 ساله ، نظرات موافق و مخالف !!.
جالب اينکه خود دکتر وکيلي مراقب من بودند و ايشان که مدعي امر به معروف و نهي از منکر هستند چرا بعد از پايان امتحان اين را در اختيار من قرار نداند و چرا در جلسه اي که براي حذف من صورت پذيرفته بود بعنوان يک سلاح بر عليه من استفاده کردند ، آقاي دکتر وکيلي بعنوان رهبر جناح اصولگراي گروه تاريخ براي حذف من از نظر ايدئولوژيک هيچ مشکلي نداشتند و به نظر ايشان من دانشجويان را منحرف ميکردم اما از نظر اينکه بلحاظ وجداني هم با مشکلي مواجه نشوند پيشنهاد دادند به من که بعنوان کارمند در دانشگاه فردوسي مشهد مشغول به کار بشوم و من گفتم چون با پول اين ملت بورسيه شده ام براي تدريس ، کارمندي را قبول نمي کنم.
تاريخ :13/5/87
شماره :907-87